توهمات پلیده ....

افکار ملانکولی و جرقه ای که فقط مخصوص مخ ِ خودمه و یه جورایی ابراز اعتراض به بشوک هست ، پس کسی به خودش نگیره ......

توهمات پلیده ....

افکار ملانکولی و جرقه ای که فقط مخصوص مخ ِ خودمه و یه جورایی ابراز اعتراض به بشوک هست ، پس کسی به خودش نگیره ......

۵

  


 وقتی روزگار باهات چپ می یوفته ....

وقتی هیچ کس حرفاتو باور نمیکنه ....

وقتی همه فکر میکنن آخر خلافی ....

وقتی همه میگن که پرو رو هستی و باید حالتو بگیرن ....

وقتی یه آدم آشغال تر از خودت که اعدا (!) میکنه با فرهنگ ِ میگه باید تو رو ادب کنه ....!!

وقتی وقتت تموم میشه ....

تازه میشی مثل من که نخواسته و ندونسته اوفتادم تو هچل و باید منتظر بمونم که چه سرنوشت ِ شومی در انتظارمه ....

لعنت ، لعنت به این زندگیه نکبتــــــــــــــــــــــــــــی ....

 

نظرات 2 + ارسال نظر
نوپا شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 04:31 ب.ظ http://www.taheri.blogsky.com

با سلام
عالی بود
ممنون می شوم نظرات شما را در باره شعر هایم بدانم
به امید دیرار

دختری که هیچ کس و جز تو نداره شنبه 10 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 04:40 ب.ظ http://banooyemah.blogsky.com


سلام
ای رهگذر
با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حروف و
واژه هایم بنگر و
آرام آرام
مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بعد به رسم روزگار مراو
عمق نو شته هایم را
به دست فراموشی بسپار...
...آواره سر گردان...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد